کچل موفرفری |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
تا مبادا از روزي خوارانت روز ي بخواهم و از آفريدههاي بدکردار طلب مهرباني
کنم و در حالتي قرار گيرم که به تعريف وتمجيد کسي که به من چيزي داده بپردازم
و از کسي که مرا از امکاناتي منع کرده بد گويي کنم ..............
| لینک | پنجشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٥ - علی توکلی |

بسياري هم غرولند مي کردند که اين چه شهري است که نظم ندارد. حاکم اين شهر عجب مرد بيعرضه اي است ... با وجود اين هيچ کس تخته سنگ را از وسط راه بر نمي داشت.
نزديک غروب، يک روستايي که پشتش بار ميوه و سبزيجات بود، نزديک سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناري قرار داد.
ناگهان کيسه اي را ديد که وسط جاده و زيرتخته سنگ قرار داده شده بود. کيسه را باز کرد و داخل آن سکه هاي طلا و يک يادداشت پيدا کرد.
پادشاه در آن يادداشت نوشته بود: «هر سد و مانعي ميتواند يک شانس براي تغيير زندگي انسان باشد.»
| لینک | پنجشنبه ۱٩ بهمن ،۱۳۸٥ - علی توکلی |
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم
نه کسی آید نه کسی خواند
ز نگاهم هرگز راز من
بشنو امشب غم پنهانم
که سخنها گوید ساز من
تو ندانی تنها همه شب باگلها
سخن دل را میگویم من
چو نسیمی آرام که وزد بر بستان
همه گلها را میبویم من
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم
چون ابری سرگردان
میگرید چشم من در تنهایی
ای روز شادیها کی باز آیی
امشب حال مرا تو نمیدانی
از چشمم غم دل تو نمیخوانی
تنها با گلها گویم غمها را
چه کسی داند ز غم هستی چه به دل دارم
به چه کس گویم شده روز من چو شب تارم
| لینک | چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٥ - علی توکلی |
زدست دیده و دل هر دو فریاد که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش زفولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عشق لبخند کثیفیست
نخندیم به هم
تهمتش حرف کمی نیست
نبندیم به هم
| لینک | چهارشنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٥ - علی توکلی |
تولدت مبارک
امروز تولد کچل موفرفریه

خیره سرمون امروز تولدمه
کچل جان تولدت مبارک

نه کيکی نه کادويی !!! بابا حداقل بگين تولدت مبارک
kachale_mooferferi20@yahoo.com
| لینک | شنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٥ - علی توکلی |
سال نو مبارک
تیک ... تاک ... تیک ... تاک ... زمانی که نفسها در سینه حبس می شوند . زمانی که آرزوها در دلها جاری می شود . زمانی که یکسال با تمامی خوشی ها و سختیها به فراموشی سپرده می شود . زمانی که یاد تمامی عزیزان در دل تازه می شود . زمانی که فکر عیدی وسط قرآن بچه ها را به وجد می آورد . زمانی که بوی گل سنبل فضا را معطر کرده ! زمانی که آریایی معنا پیدا می کند . زمانی که .. زمانی که ... مجری تلویزیون می گوید ؛ آغاز سال نو مبارک ! زمانی که بوی عید و سال نو تمامی خانه ها را غرق در شادی می کند . و سال نو مبارک !!
باز هم سالی دیگر از راه رسید . نوروز 1385 بر همه بچه های خوب ایران و سراسر دنیا و خانواده های محترمشان مبارک باد.
ز کوی یار می آ ید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
| لینک | دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤ - علی توکلی |
شروع یک بیماری شدید
در سال ۱۹۶۰ اولین نشانه های یک بیماری مزمن و بسیار خطرناک در تعدادی از زنان و دختران در منطقهای در غرب آفریقا مشاهده شد. از همان زمان پزشکان نقاط مختلف دنیا شروع به تحقیق و مطالعه روی این بیماری، عوارض آن، و احتمالا راههای پیشگیری یا درمان این بیماری خطرناک کردند. از آن زمان تا کنون هنوز هیچ درمانی برای این بیماری پیدا نشده... در فاصلهی سالهای 1980 تا1990 با مهاجرت غیر قانونی تعداد زیادی از این بیماران به نقاط مختلف دنیا، متاسفانه این بیماری در همهی اروپا و نقاطی از آمریکا به سرعت شیوع پیدا کرد به طوریکه دولتها احساس خطر جدی کردند و گروههایی از دانشمندان برای یافتن راههای درمان این بیماری مخوف و لاعلاج بیش از پیش مصمم شدند.
البته این بیماری به دلیل مسایل مذهبی و سنتی کمتر گریبانگیر کشورهای شرقی شد. ولی متاسفانه در طی چند سال اخیر با حرکت این کشورها به سمت تکنولرژی روز! به طرز وحشتناکی در حال گسترش است. طبق آمار منتشر شده توسط مسوولین در هر ثانیه 5 نفر در دنیا به این بیماری دچار می شوند. و از نظر میزان خطرناک بودن (برای خود بیمار و البته اطرافیانش) آن را با سرطان مغزی مقایسه می کنند. این بیماری (مخصوصا در کشورهای جهان سوم) بیشتر مورد استقبال دختران جوان، دم بخت (و اصطلاحا ترشیده!) قرار گرفته است.
دانشمندان نام این بیماری را Hanging گذاشتهاند. (ترجمهی فارسی: آویزان شدن)
در راستای طرح اطلاعرسانی عمومی و به منظور جلوگیری از شیوع هر چه بیشتر این بیماری در بین دختران عزیز، روشهای شناخت افراد مبتلا شده، عوارض جانبی و راههای پیشگیری از آلوده شدن به این ویروس در زیر میآید:
مهمترین مسئلهای که باید در مورد این بیماری بدونین اینه که معمولا دخترها این بیماری رو میگیرن ولی صدمهی اصلی اون به پسرها بر میگرده. معمولا باعث ایجاد حالتهای عجیب در پسرها میشه.
دختری که به بیماری Hanging دچار شده باشه، تمام سعی و تلاش خودشو میکنه تا طعمهای مناسب پیدا کنه. (البته پسر!) بعد بلافاصله بهش میچسبه و آویزونش میشه. (برای همین گاهی از این بیماری با عنوان Gliadin :به معنی چسب یاد می کنند) بقیشو دیگه خودتون میدونید!
دلایل شیوع:
از مهمترین علل شیوع این ویروس میتوان از زیادتر بودن جمعیت دخترها نسبت به پسران (که عامل اصلی ایجاد رقابت نا سالم(!) در یافتن طعمه است) و کمبودهای روحی و عاطفی نام برد.
روش تشخیص فرد آلوده:
به سادگی می توان این گونه دختران را تشخیص داد. متاسفانه این مورد آنقدر زیاد هست که بهتر بود میگفتم: روش تشخیص دختران سالم!
اینگونه دخترا (Hanged Girls) آنچنان خودشونو گریم میکنن، که اگه یه بار بدون گریم ببینیشون مطمئنم که اونها رو نخواهید شناخت! خودشونو با کرم پودر و رژلب (مایع و جامد) و ماتیک و ریمل و سایه و رژ گونه خفه میکنن. چیزی رو که از قلم ننداختم ؟ واااااااااای این یکی دیگه یه فاجعهی انسانی است: مژهی مصنوعی!!! معععععععععع (با لهجه بررهای بخوانید)
مضرات این بیماری برای پسران و دختران:
دختر آلوده، عواقب روحی بسیار بدی برای پسران به دنبال دارد. معمولا پسرانی که اعصاب و ارادهی ضعیفتری دارند، علی رغم میل باطنی تسلیم دختر میشوند (که معمولا این دوستیها دوام زیادی ندارد و انتقال علاقه کاملا یک طرفه و از جانب دختر خواهد بود) بعد از مدت کوتاهی دختر چون هیچ محبتی از سوی پسر نمیبینه ناچار از زندگی پشیمون میشه و به پشت بام مراجعه می کنه! (برای خودکشی)
روش شیوع آلودگی:
دختر آلوده به این ویروس بعد از یافتن به پسر با شرایط خوب سعی میکنه خودش رو یه جوری مطرح کنه. خوب مهمترین و سختترین قسمت کار همینه. پسرا از این جور دخترا خوششون نمیاد. مطمئن باش اگه بی مقدمه به یه پسر ابراز علاقه کنی بهت جواب رد میده (مگر اینکه قصد سو استفاده داشته باشه) پس باید از راههای دیگه وارد شد. در نتیجه دختر باید طوری خودش رو تغییر بده (این نتیجهی یه نوع احساس کمبوده) تا پسر ازش خوشش بیاد! پس به انواع لوازم گریم روی میاره تا ظاهرش رو درست کنه. غافل از اینکه این ظاهر (تازه اونم از نوع تقلبیش!) به هیچ وجه نمیتونه دلیل ایجاد یه دوستی محکم باشه. خلاصه سعی در به دست آوردن دل پسر میکنه. بعضی از دخترا واقعا آنقدر ناشیانه این کارو انجام میدن که آدم خندش میگیره.
راه پیشگیری:
فکر می کنم تنها راه پیشگیری این بیماری و نجات جان هزاران تن از پسران بی گناه (آخی... بمیرم!) که طی سالیان دراز تحت آزار و اذیت دختران Hang شده قرار گرفتن همین باشه. البته این فعلا فقط در حد یه نظریه است. همون طور که گفتم هنوز درمان قطعی براش پیدا نشده.
| لینک | دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤ - علی توکلی |
زن از دیدگاه علم شیمی
این عنصر کمتر در طبیعت به صورت آزاد یافت میشود و بیشتر به صورت یک ترکیب با مادهای چون انیدرید تبلور و سولفات خودبینی در منازل یافت میگردد.
طرز تهیه:
برای تهیه این عنصر باید مقدار کافی اکسید اسکناس و نیترات کادیلاک هشت ظرفیتی را در یک ویلا مخلوط کرده و پس از مدتی گاز نازوسولفور عشوه متساعد میشود و در نتیجه به صورت رسوب در ته ویلا باقی میماند. البته از زبان چرب و نرم هم میتوان به صورت کاتالیزور استفاده کرد.
خواص شیمیایی:
بعضی از انواع این عنصر بسیار زشت و بدقیافه بوده و میل شدیدی برای ترکیب شدن با نیترات پودر و سولفات روژ و اکسید سرمه دارند که پس از ترکیب شدن با این مواد نسبتا قابل تحمل میشوند.بعضی از انواع این عنصر نیز با خورده شیشه همراه است و خاصیت شوهرآزاری شدیدی دارند. برای خالص کردن این عنصر کافیست که آن را در یک سیستم سربسته مثل اتاق قرار داد و با کربنات کتک و استات فحش مخلوط نمود.
خواص فیزیکی:
از نظر جنس، بسیار نرم و حساس میباشد و به سرعت تحت تاثیر محیط و احساسات قرار میگیرد. اگر مقداری اسید خشونت و کربنات سوزآور دیگری به نام آیوپاک (هوو) به آن اضافه کنیم فورا ذوب شده و به صورت اشک روان میگردد و اصلا میل ترکیب شدن با عنصر مرد را ندارد اما به محض استفاده از کاتالیزور لبخند آنچنان با این عنصر ترکیب میشود که جداشدنی نیست.
تذکر: نوع سخت این عنصر را با حرارت یک پالتو پوست میتوان نرم کرد.
| لینک | دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤ - علی توکلی |
آیا می دانید
میدانید چرا ناپلئون همیشه از کمر بند قرمز استفاده میکرده و این که حکمت کمربند ناپلئون چیست ، این سوال برای خیلیها پیش آمده و جواب آن فقط یک جمله است : از کمربند قرمز استفاده میکرده تا از افتادن شلوارش جلوگیری کند
چرا روی آدرس اینترنت به جای یک دبیلیو، سه تا دبیلیو میگذارند؟ چون کار از محکمکاری عیب نمیکنه
آخرین دندانی که در دهان دیده میشود چه نام دارد؟ دندان مصنوعی
چطور میشود چهارنفر زیر یک چتر بهایستند و خیس نشوند؟ وقتی هوا آفتابی باشد این کار را انجام دهند
اگر سر پرگار گیج برود چه میکشد؟ بیضی
چرا لکلک موقع خواب یک پایش را بالا میگیرد؟ چون اگر هر دو را بگیرد، میافتد
چرا دود از دودکش بالا میرود؟ چون ظاهرا چاره دیگری ندارد
شباهت نون سوخته با آدم غرق شده و زنی که حامله شده چیه؟ هر سه تاشونو دیر کشیدن بیرون
شجاعترین مرد جهان کیست؟ امام جمعه قزوین
فرق باطری با مرد چیست؟ باطری اقلا یک قطب مثبت داره ولی مرد هیچ چیز مثبتی نداره
اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چیست؟ طلاق
چه طوری زیر دریایی بعضیها رو غرق میکنن؟ یه غواص میره در میزنه
ناف یعنی چه؟ ناف نمره صفری است که طبیعت به شکم بیهنر داده است
خط وسط قرص برای چیه؟ برای اینکه اگه با آب نرفت پایین با پیچگوشتی بره
اگه یه نقطه آبی روی دیوار دیدید که حرکت میکند چیست؟ مورچهای است که شلوارلی پوشیده
بعضیها را چگونه برای همیشه میشود سر کار گذاشت؟ در دو روی یک کاغذ مینویسم: «لطفاً بچرخانید
چرا بعضیها همیشه 18تایی به سینما میروند؟ برای اینکه برای زیر 18 ممنوع بود
چرا بعضیها با دو دستشان دست میدهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نیستند
چرا فیل از «سوراخ سوزن» رد نمیشه؟ برای اینکه ته دمش «گره» داره
اندر فواید گوسفند
همانا گوسفند حیوان مفیدی میباشد که در فصول کم باران در مناطق استوایی و کمی آنورتر از خط استوایی میروید و کاربردهای فراوانی در روحیه بشریت دارد! من جمله پشگل آن موجود زحمتکش که موجب تقویت روحیه ما عزیزان میباشد و باعث میشود تا عطر گلهای بهاری تا همه اقسا نقاط همه جا کشیده شود و مزیت دیگری که این جانور ظریف دارد همانا پشم او میباشد که بسیار پشمالو میباشد که باعث میشود ما در زمستان نلرزیم و فاتحهای به روح پدرش بفرستیم و دیگر مزیتی که دارد نسبت به گاو این است که شاخ ندارد تا بهسان آن حیوان عظیم باعث سولاخ شدن ما عزیزان بشود! این بود انشای من که در توصیف گوسفند نمودم و امیدوارم ما عزیزان هم روزی بتوانیم مانند گوسفند در جامعه مفید واقع شویم...
| لینک | دوشنبه ٢٢ اسفند ،۱۳۸٤ - علی توکلی |
امروز تولدمه
امروز تولدمه 
گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم
گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيبت آيد ز در
گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم
گفتی که تلخی های می گر ناگوار افتد مرا
گفتم با نوش لبم آن را گوارا می کنم
گفتی چه می بينی بگو در چشمت چون آيينه ام
گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم
گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند
گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم
گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم
گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم
گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم
گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم
| لینک | جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٤ - علی توکلی |
my birthday
ای بابا دلمون خوشه فردا تولدمونه
ولی چه فايده؟ هيشكی منو دوست نداره

Birthday.......Birthday
Birthday.......Birthday
Birthday.......Birthday
Birthday@@Birthday
Birthday.......Birthday
Birthday.......Birthday
Birthday.......Birthday.........Birthday
.....BirthdayBirthday
Birthday.......Birthday
Birthday.......Birthday
Birthday@@Birthday
Birthday.......Birthday
Birthday.......Birthday
Birthday.......BirthdayBirthday..Birthday
Birthday........Birthday
Birthday..........Birthday
Birthday........Birthday
Birthday..Birthday
Birthday
Birthday
Birthday
BirthdayBirthday..Birthday
Birthday........Birthday
Birthday..........Birthday
Birthday........Birthday
Birthday..Birthday
Birthday
Birthday
Birthday
BirthdayBirthday......Birthday
.Birthday....Birthday
..Birthday..Birthday
...BirthdayBirthday
.........Birthday
.........Birthday
.........Birthday
.........Birthday
.........Birthday
مجبوريم خودمون خودمونو تحويل بگيريم
| لینک | پنجشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٤ - علی توکلی |
مجادله درادبيات بر سر يک خال
حافظ
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند بخارا را
صائب تبريزي
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چيز مي بخشد ز مال خويش مي بخشد
نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا را
شهريار
اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
بخال هندويش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چيز مي بخشد بسان مرد مي بخشد
نه چون صائب که مي بخشد سرو دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور مي بخشند
نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها
| لینک | یکشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸۳ - علی توکلی |
انتظار
چشمان خسته ام
در ظلمت سکوت
در ازدحام اشک
در تلخی دروغ
در انزوای عشق
در پاکی غروب
در سردی زوال
در سرخی قلوب
در سبزی بهار
در انتظار توست
روح شکسته ام
در سایه ی درخت
آن تک درخت پیر
کو مانده سر به زیر ؛
در سوگ همرهان
آن همرهان که در
گوری بخفته اند
گرمای زندگی
با خود ببرده اند ؛
در سوز عاشقان
آن عاشقان که در
تکرار لحظه ها
هر لحظه بیشتر
در خود بمرده اند ؛
در انتظار توست
من آن مسافرم
آن خسته از دروغ
آن خسته از فریب
آن کس که خود هنوز
حتی نفهمیده است
از بهر چه بزیست ؛
یا بهر چه بدید ؛
یا بهر چه کشید ؛
یا بهر چه بمرد ؛
اما دل غمین
در انتظار توست
آری !
دراین زمان
در بهت لحظه ها
تنها ز انزوا
دلخسته از سکوت
در انتظار تو
آرام و بی صدا
بنشسته ام کنون
آیا رهایی هست
زین انتظار سخت ؟
تا کی جفا کشم ؟
حتی ز سایه ها
این سایه های درد
این دردها که در
جانم نشسته اند .
حتی هوا و خاک
باران و باد و رود
هر جا رسیده اند
روح و تن مرا
آزرده کرده اند .
در انتظارتم
پاییز هم گذشت
برگرد با بهار
چشمم به راه توست .
ای غربت خیال
جانم به لب رسید
پس کی تو می رسی ؟
اشک ستاره ریخت
اما نیامدی
ظلمت فرو کشید
اما نیامدی
شب مرد از سکوت
اما نیامدی
وقتم به سر رسید
اما نیامدی
من مرده ام کنون
روییده از خاکم
صدها شقایق ؛ لیک
حتی پی گورم
هرگز نیامدی
ای نرگس خموش
آرام گیر که تو
حتی پس مرگت
هرگز نیارمی
| لینک | یکشنبه ٢٧ دی ،۱۳۸۳ - علی توکلی |
یک جام شير، يک جام زندگی
روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد.روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد.پسر با تمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي.مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازائي ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگذاري مي كنم»
سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند.
دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت بطرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت.
سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد.
آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.
زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود.آهسته انرا خواند:
بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است
من که از اين خيلی خوشم اومد
| لینک | سهشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳ - علی توکلی |
چند نکته خواندني در باره زنان و مردان
رياضيات عشق
يک مرد زيرک + يک زن زيرک = روابط عاشقانه
يک مرد زيرک + يک زن ابله = ماجراي جنسي
يک مرد ابله + يک زن زيرک = ازدواج
يک مرد ابله + يک زن ابله = آبستني
رياضيات خريد
مرد براي جنس يک دلاري حاضر هست تا دو دلار بپردازد زيرا به آن نياز دارد
زن براي جنس دو دلاري بيش از يک دلار نمي پردازد و تازه به آن نيازي هم ندارد
معادلات و آمارها
يک زن نسبت به آينده خود نگران است تا آنکه شوهر گير بياورد
يک مرد هرگز نسبت به آينده خود نگران نيست مگر آنکه زن بگيرد
يک مرد موفق کسي است که بيشتر از آنکه زنش بتواند خرج کند پول دراورد
يک زن موفق کسي است که بتواند يک چنين مردي را به تور بزند
خوشبختي
زن براي آنکه با مردي احساس خوشبختي کند بايد او را به ميزان زيادي درک کند و مقدار کمي هم دوست داشته باشد
مرد براي آنکه با زني احساس خوشبختي کند بايد او را به ميزان زيادي دوست داشته باشد ولي هيچ وقت در صدد درک او بر نيايد
حافظه
هر مرد متاهلي بايد اشتباهات خويش را بدست فراموشي بسپارد زيرا دليلي ندارد دو نفر يک چيز واحد را به ياد داشته باشند
شکل ظاهر
مردان به همان وضع ظاهر خوبي که شبها به رختخواب مي روند از خواب بر مي خيزند
زنان معلوم نيست چرا ظاهرشان از شب تا صبح رو به خرابي مي رود
تمايل به تغيير
وقتي زني با مردي ازدواج مي کند، انتظار دارد که شوهرش تغيير کند، که نمي کند
وقتي مردي با زني ازدواج مي کند انتظار دارد که همسرش تغيير نکند، که مي کند
تکنيک مباحثه
يک زن در هر مباحثه اي حرف آخر را مي زند
هر چيزي که مرد بعد از آن حرف آخر بر زبان آورد ، خود سر آغاز مباحثه جديد ديگري است
| لینک | سهشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳ - علی توکلی |
آقايون
فرق شوهر کردن و سگ نگه داشتن چيه؟
سگ گند به فرشت ميزنه ، مرد به زندگيت
خواجه
زن : اينو که خودم ميدونم . بهم بگو گير پليس مي افتم يا نه؟
وقتي يه زن ميبينه که شوهرش داره زيکزاک تو حياط ميدوه بايد چيکار کنه؟
هيچي ، بايد بهتر هدف بگيره و به شليک کردن ادامه بده
چرا روان درماني مردها کمتر از زنها طول ميکشه؟
معمولا" بايد در روان درماني به دوران کودکي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر مي برند
وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
کار نيکو کردن از پر کردن است
به زني که هميشه ميدونه شوهرش کجاست چي ميگن؟
بيوه
تلفن همراه تنها چيزيه که مردها سرش دعوا دارند که مال کدومشون کوچيکتره
به مردی که نود درصد قوه عقلايش رو از دست داده چي ميگن؟
بيوه
چرا مغز مردها گرونتر از مغز زنهاست؟
آخه زنها از مغزشون تا به حال استفاده کرده اند
ببين خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه برای صحبت کردن استفاده ميکنند ولي زنها از سي هزار کلمه . ديديت ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟ خانم : هيچ هم همچنين چيزی نيست . فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توی مخ شماها فرو بره ...! ببخشيد چي گفتي؟؟
بهترين انتقام از زني که شوهرتون را از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه
مامان ، من شنيده ام تو بعضي از کشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن ! راسته ؟ دخترم تو همه جای دنيا وضع همينه !؟
بهترين مدرک دروغ بودن قصه ها چيه؟
مجرده ! شاهزاده افسانه ای هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده 
آگهي نيازمندی : به پنج مرد زرنگ و کاری يا يک زن نيازمنديم
به پنجاه تا مرد در ته اقيانوس چي ميگن؟
يک شروع خوب
وقتي خدا مرد رو آفريد ، داشت تمرين ميکرد
مرد : عزيزم ، من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم
زن : خير پيش
فرق يک مرد با يک گربه چيه؟
يکيشون يه موجود دله است که بي چشم و روئه و براش مهم نيست که کي بهش غذا ميده ، اون يکي يه حيوان ملوس خانگيه
فرق بين يک مرد باهوش و هيولای لاک نس چيه؟
هيولای لاک نس تا به حال چند بار ديده شده
چرا مردها از زنهای خوشگل بيشتر از زنهای باهوش خوششون مياد؟
چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه
(اينو نشنيده بگيرين)
| لینک | سهشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳ - علی توکلی |
از اين خيلی خوشم مياد
تو یاهو مسنجر بودم که تو به من پی ام دادی// یه روز با من چت کردی فرداش آیدیمو هک کردی//بگو برات من چی بودم؟ یه ایدی اجاره ای!!!!!!!! // کهنه شدم رفتی حالادنبال روم تازه ای// رفتی و پی ام ندادی ،خیالی نیست // از اینکه ایدیم رو هم هک کردی هیچ ملالی نیست// یه روزم نوبت من میشه ،تو رو هک
میکنم//میبینی که منم هکرم،ولی هکری کار آدما نیست

نی نی که از خواب پا میشه جیش داره//مگس که رو گل میشینه نیش داره// چوپون که تو بیا بونه میش داره //این ماهواره که میبینی ، رو پشت بوم دیش داره// حاجی که از مکه میاد ریش داره// شطرنج که بازی میکنی کیش داره// اینقد که تو چت میکنی ، آخر ماه فیش داره


| لینک | سهشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳ - علی توکلی |
هیزم شکن
وقتي هيزم شکن مشغول قطع کردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود ، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتي در حال گريه کردن بود يه فرشته اومد و ازش پرسيد : چر گريه مي کني؟
هيزم شکن گفت که تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. " آيا اين تبر توست؟" : هيزم شکن جواب داد " نه. "
فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد که آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شکن جواب داد : نه.
فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟
جواب داد: آره. فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به او داد و هيزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
يه روز وقتي داشت با زنش کنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. (هههههههه(
هيزم شکن داشت گريه مي کرد که فرشته باز هم اومد و پرسيد که چرا گريه مي کني؟
اوه فرشته، زنم افتاده توي آب. "
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟
" آره " هيزم شکن فرياد زد.
فرشته عصباني شد. " تو تقلب کردي، اين نامرديه "
هيزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. ميدووني، اگه به جنيفر لوپز " نه" ميگفتم تو ميرفتي و با کاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به کاترين زتاجونز "نه" ميگفتم تو ميرفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم ميگفتم آره . اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود که اين بار گفتم آره.
نکته اخلاقي اين داستان اينه که هر وقت يه مرد دروغ ميگه به خاطر يه دليل شرافتمندانه و مفيد مي باشد!!!

| لینک | سهشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳ - علی توکلی |
يک نامه با حال
اين نامه رو كسي نوشته كه صبح تا شب جلوي تلويزيون بوده وتنها سرگرميش هم اين بوده كه بشينه و تبليغات قشنگ تلويزيون رو از اول تا آخر نگاه كنه .خودتون بخونين عاقبت چنين آدمي چي مي شه
سلام
سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد رنگين كمان كنيم
بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد
| لینک | سهشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳ - علی توکلی |
تبعيضات ظالمانه


اگر مرد شبها تا صبح بيرون از منزل بماند ، «مهماني» بوده است ولي اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بياد «ددر» رفته بوده و رفيق دارد
اگر مرد با خشونت صحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بي ادب و دريده» است
اگر مرد ضيف النفس و سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولي اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بي عرضه و شلخته» است
اگر مرد ساعتها با کسي در گوشي صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زني قدری حرف بزند «وراج» است
اگر مرد در حضور ديگران به زنش محبت کند و او را ببوسد «مهربان و وفادار» است ولي اگر زن اينکار را بکند «بي حيا» است
اگر مرد پر خور باشد «خوش اشتهاء» است ولي اگر زن پر خور باشد «شکمو» است
اگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچليش ولي اگر زني سي و پنج سال بيشتر داشته باشد «مادر فولاد زره» است
اگر مرد خراّج باشد «دست و دل باز است» و اگر زني خراّج از آب در بيايد «خانه خراب کن» است
اگر مرد خسيس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخيل باشد «گدا» است
اگر مرد موهايش سفيد شده باشد «پخته و موقر» است ولي اگر زن موهايش قدری خاکستری باشد «عجوزه و پير کفتار» است
اگر مرد کم حرف باشد «متين و سنگين» است ولي اگر زن کم حرف بزند «از خود راضي و اخمو» است
اگر مرد سبيل داشته باشد ولو هر قدر دراز و گنده و بد قواره «علامت مردانگي و زينت» است ولي اگر زني موئي در صورت داشته باشد «وای خدا بدور» نگو نگو
| لینک | سهشنبه ۱٧ آذر ،۱۳۸۳ - علی توکلی |

